تبليغاتX
چنانت دوست می دارم
 عشق پنهان

hidden love آهنگی بود ایتالیایی و بسیار قدیمی که خیلی به دنبال اجرای اصلی اش بودم .نیافتم.ناگزیر به گذاشتن لینک اجرای جدید سلین دیون در اینجا اکتفا کردم .انگلیسی این متن از متن ایتالیایی ترجمه شده و به گمانم ایرادهایی هم داشت.گیرم در لاپوشانی ترجمه خراب و شلخته خودم که نگفتمش فرانکو!!

Tell me where are they

The beautiful moments we shared
به من بگو کجا هستند آن لحظات زیبایی که تقسیمشان کردیم

Tell me where are you
Tell me if you remember that

به من بگو کجایی. بگو به یاد می آری؟

I wish someone would tell me that
what a loneliness... I'm here alone thinking of it

دلم می خواهد یکی به من بگوید که  چه تنهایی است این

 من  اینجا تنهام و بهَش می اندیشم. 

About all I left behind
About all it happened

In this hidden love

درباره هر آنچه پشت سر گذاشتم

درباره هر آنچه اتفاق افتاد در این عشق پنهان .

I know what it means to have someone

می دانم که داشتن یک نفر چه معنایی دارد


I'm a shadow on the face
and then nobody knows
Maybe I am who I'll be Stars bright in the sky if you smile
and then they leave it if you cry

من خود سایه ام بر چهره

و از این رو هیچ کس نمی داند که ممکن است

همان ستاره ای باشم که به یک لبخند تو در آسمان می درخشد و

می رود اگر تو بگریی 

I got no pain anymore
You know it
It's all fine now
In this love
you wanna hide yourself

دیگر درد نمی کشم.

 می دانی

همه چیز  رو به راه است

تو می خواهی در این عشق پنهان شوی


Many years for
this world and many to come

If I may
and If I were patient enough
That's the way we are
We fall in love till we cry
There's nothing and no one
I could wish more than you
اگر ممکن بود یا می توانستم که تمامی این سالها ی دنیا را به اضافه آنهاش که نیامده اندبه اندازه کافی صبور باشم.

این راهش است که باشیم 

 آن قدر عاشق تا به گریه بیفتیم

هیچ چیز و هیچ کس نیست که بیشتر از تو بخواهمش


Sorry for not writing you anymore
But You know I went there not for dying
I always do something
And I can't get enough of it
 متاسفم

برای این که دیگر برایت نمینویسم

ولی تو می دانی رفتم نه برای مُردن

همیشه کاری می کنم که برایم حاصلی ندارد


About all I left behind
About all it happened
In this hidden love

درباره هر آنچه پشت سر گذاشتم

درباره هر آنچه اتفاق افتاد در این عشق پنهان .

Stars bright in the sky if you smile
and then they leave it if you cry

I got no pain anymore
You know it
it's all fine now
in this love
you wanna hide yourself

پ.ن: می توانید قسمتی از این آهنگ را این جا بشنوید

|+| نوشته شده توسط تریستانا در شنبه سی ام شهریور 1387  |
 فصل پرتقال خونی

فصلِ منِ بی تو ،فصل پرتقال های خونیست فرانکو . فصل برگ هایی به رنگ  پرتقالی، زرد ، خونی و درخت هایی خشک  که موازی هم، دو سوی این برگ برگ نوشته های مرا خش ش ش خش ش ش خط کشی می کنند . فصلِ من ، بی تو بودن/ ماندن است فرانکو ، فصل پنج شنبه های به یاد ماندنی با موری . فصل ، منِ  بی تو ست فرانکو .فصلِ بی وصل،فصل فاصله ها ست فرانکو .

فصل نشانه هایی است که شانه هایی آنها را نشانه نرفته اند به حساب تکیه. نماهایی که بی حضور انسان تا افق های دور می گسترند.  تجربه رویارویی با رویا .حل نشده ، سبک.حس چرب روغنی خوابیده بر روی آب به من میچربد . فصل من بی تو ، فصل ادراک های گمشده است فرانکو .احاطه شده در میان زنجیره ای از هم نشینان چله نشین . به یاد بیاور"کوه ها با همند و تنهایند همچون ما با همان تنهایان". فصل ما عصر ماست .عصر جدید چاپلینی.عصر گزاره های شاعران مکانیکی  .

اینک تو  بگو چگونه می شودت چنین دوست داشت؟

|+| نوشته شده توسط تریستانا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387  |
 نماهایی از نیوه مانگ

نیوه مانگ {نیمه ماه } بهمن قبادی پر است از نشانه های تصویری ،موسیقیایی . نماها فرانکو ...نماها ..دیوانه کننده اند. من تمام نماهای فیلم را از دریچه چشم مامو دیدم .پیرمرد پرستیدنی بود.

-این جا کجاست مامو؟

-این جا جایی است که ۱۳۳۴ زن خواننده به ان تبعید شده اند

- کی دارد می خواند؟

-این صدای همه آن ۱۳۳۴ زن است که میخوانند. گوش کن. انگار که فقط یک زن دارد می خواند.

برداشت عکس ها مستقیم از فیلم

|+| نوشته شده توسط تریستانا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387  |
 آغاز فصل دوم تریستانا/-

 

ناگفته ها در غیاب تو

|+| نوشته شده توسط تریستانا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387
 بودا

بودا شده ام فرانکو . کفچه مار سرنوشتی که نوشته اند اش بر سرم سایه بانی می کند و فیل های  وحشی انتقام برابرم به زانو می غلتند. بادم که خاک می برم از فراز اقیانوس آرام که موج های کف کرده اش دریا را از ساحل دور نمی کنند .دریایم آرام عمیق شده است فرانکو  و ساحلم عمیقن آرام .

و این روزهایند که در سکوت شیوا تر شده اند.سرگردانم با سه چشم گردان که گاه راه نیروانا را از مرده سوزان کناره های رود گنگ می جویند و بی گاه از سرزمین های مستعمره بریتانیای کبیر /هرگوشه این کره خاکی که باشند/ سر در می آورند. چشم سوم منم . باز شده رو به درون . مسلط بر شریان های حیاتی ام که نبایستی قطع شوند . مسلط بر قلمه های جوان قلمم که به ریشه های این جا و آن جا پیوندم می دهند در تقابل با خاک که زندان ریشه هاست .

|+| نوشته شده توسط تریستانا در جمعه بیست و دوم شهریور 1387  |
 رنج

 

 آنچه ما داریم و نمی خواهیم ،رنج است .اما آنچه می خواهیم و نداریم نیز،رنج است /  بودا

       حقیقت ، رنج است . اما  واقعیت نیز ، رنج است . این بود تمام حرف بودا !

|+| نوشته شده توسط فرانکو در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387  |
 لذت

 فقط صاعقه زده از این سائقه ها* لذت/رنج را کشف می کند فرانکو .  فقط جستجوگر واقعیت های به دست نیامده ، لذت/رنج را مکرر زندگی می کند فرانکو . واقعیت دیوانگی است فرانکو. واقعیت هذیان های تریستاناست. واقعیت تویی نه وهم تو .

من تحت کنترلی ام که شارژ ابدی شده از عشق بازی توست .این من بر سر تابوت های تابوهایش اشک نمی ریزد / آخه مرده توشه فرانکو. این من تو را از این واژه به واژه دیگری سوژه گردانی می کند /کیف ف ف می کند . این من واژه هایش را ولنگار نگاری ول می کند توی امنیت پشت پلک های تو .این من ...امان از این  من که امن را در تو جسته / نیافته است .

بیا فرانکو بیا این بهار آخر را فصل دیگری کنیم .بیا فرانکو بیا این فصل دیگری را به مِهر کنیم . پاییز نزدیک است دلدارم .برگ ریزان است دلدارم .

 *رانش

|+| نوشته شده توسط تریستانا در دوشنبه هجدهم شهریور 1387  |
 مینیاتور بر خیام

 

هر سبزه که بر روی زمینی بوده است/شمشاد قد زهره جبینی بوده است

گرد از سر آستین به آزرم فشان/کانهم رخ یار نازنینی بوده است

گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان/برداشتمی من این فلک را زمیان

وز نو فلکی دگر چنان ساختمی/کازاده بکام دل رسیدی آسان

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است/در صحن چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست/خوشباش و ز دی مگو که امروز خوش است

آنانکه محیط فضل و آداب شدند/درکشف علوم شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون/گفتند فسانه ای و در خواب شدند

 

 پ.ن : عکس ها برداشت از کتاب رباعیات خیام بر اساس مینیاتورهای مصطفی سهرابی است.

 

|+| نوشته شده توسط تریستانا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 پایان فصل اول تریستانا/فرانکو

رابطه معامله ای نابرابر است . الا کلنگی که یا پاهای من از آن آویزان است یا پاهای تو.

 پایان فصل اول : تریستانا/فرانکو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

|+| نوشته شده توسط تریستانا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
 آه اگر راهی به دریاییم بود .

هزار دستانی ام که نه از میان هزار ترانه هزار تصویر ، بیهوده بر خاسته باشم تریستانا.بی /خود که نیست سخن دانم. دلت بدجور لکه لکه های آلبالویی اناری عنابی شده / لک زده است برایم تریستانا. دلت بدجور های های،هوایی شده است تریستانا که من تویش نفس می کشم. نگویی که نگفتم . شعبده بازم.ببینی از توی کلاهم برایت چه در بیاورم حالا .ببینی بشمار ..یک ..دو..سه...پر ر ر ر ر ر !

دلت بدجور گیر و گرفتار گًر گرفتن های ابدی شده است تریستانا. انگاری گل سرخ ها توی خونت جاری شده باشند باز ، ضربان قلبت را به ضرب بی قرار دل کفتر چاهی ات میزان می کنی این روزها.مچت را چسبیده ام و می شمرم ..یک..دو ..سه...نپرر ر ر ر !

می روی و تند و تند درها را پشت سرت باز می گذاری.می روی و چشمه چشم هایت را می بخشی به شالیزارهای بی بارانم. چه می شد اگر فصل قهرمانی ها تمام نشده بود تریستانا. چه می شد اگر راهی به دریاییم بود* ..چه می شد اگر...سوگند به غلاف قلمت که هنوز هم قهرمانم...هنوز هم ...آخ تریستانا ...تریستانا.

پ.ن: آه اگر راهی به دریاییم بود / از فرو رفتن چه پرواییم بود .

|+| نوشته شده توسط فرانکو در دوشنبه یازدهم شهریور 1387  |
 
 
 
بالا